آب و هوا

Zahedan, Iran

21
25°C
ظاهری 25°C

پیش بینی

  • 32
    10 مرداد 1389
    بیشینه 34°C - کمینه 19°C
  • 32
    11 مرداد 1389
    بیشینه 34°C - کمینه 19°C
  • 32
    12 مرداد 1389
    بیشینه 34°C - کمینه 19°C
  • 32
    13 مرداد 1389
    بیشینه 34°C - کمینه 19°C
  • 32
    14 مرداد 1389
    بیشینه 34°C - کمینه 19°C

فاطمه پاره تن من است رسول اكرم (ص)

شهادت دختر نبوت ،همسرولايت ،مادرامامت حضرت فاطمه زهرا(س)رابه تمامي مسلمين جهان تسليت عرض مي نماييم .

                                                                                                              فقيري

اطلاعيه(زمان برگزاري آزمون ورودي مدارس راهنمايي نمونه)

آزمون ورودي مدارس راهنمايي نمونه راس ساعت 9صبح روز جمعه مورخ 21/3/89برگزارمي گردد

برگزاري مرحله قطبي جشنواره الگوهاي برتر تدريس مقطع ابتدايي

همزمان با سالروز شهادت علامه استاد شهيد مرتضي مطهري،مرحله قطبي(استاني)جشنواره الگوهاي برتر تدريس مقطع  ابتدايي باشركت برگزيدگان شش ناحيه ومنطقه (نواحي يك ودو زاهدان،مناطق نصرت اباد،ميرجاوه،نوك اباد وعشاير)درمحل مجتمع قدس اموزش وپرورش ناحيه دوزاهدان برگزارگرديدكه اسامي نفرات اول هرپايه به شرح ذيل اعلام مي گردد

دوره پيش دبستاني:خواهرشمسي فريورنيا ازناحيه 1زاهدان


پايه اول:خواهرعصمت شهركي از ناحيه 1زاهدان


پايه دوم:خواهرزهراحاتمي از ناحيه 2زاهدان


پايه سوم:برادرحسن نخعي از ناحيه 2زاهدان


پايه چهارم:خواهرفاطمه رخشاني از ناحيه 2زاهدان


پايه پنجم:خواهراعظم جوان از ناحيه 2زاهدان

ودرچندپايه برادرجواداحمدي ازمنطقه نصرت آباد

روزمعلم مبارك باد

وقتي به كلاس قدم مي گذارد،بهاربانسيم نفس هايش مي شكفدوگل لبخندوزمزمه ،فضاراپرمي كند.بااوآسمان مي بارد،چشمه مي جوشد،نسيم مي وزدوآفتاب سفره مهربان خويش رامي گشايد.ازخانه تامدرسه ،باهرگام ،بهشت نزديك ترمي شود.نگاهش خانه مهرباني است وقلبش مهربان ترازآب .دل هارابه طراوت وپاكيزگي مي خواند .دست هاي گرم وصميمي اش ،مشق عشق مي نويسد .سرانگشت اوافق هاي روشن فردارانشان مي دهد واشاراتش ،آن سوي پرده هاي خاك وملكوت پاك خدارا.

كسب رتبه دوم استاني درجشنواره الگوههاي برترتدريس مقطع راهنمايي

خواهرام البنين زينلي دبيرزبان مدرسه راهنمايي نمونه حضرت معصومه(س)

كسب رتبه دوم استاني جشنواره الگوههاي برترتدريس رشته زبان انگليسي مقطع راهنمايي رادربين 32منطقه به شما وفرهنگيان ناحيه تبريك عرض مي نمايم

فقيري

معاون آموزش ونوآوري

درپي نامگذاري سال 1389 بنام همت مضاعف ، كارمضاعف

شعار همت مضاعف و کار مضاعف شعاري است که بايستي بيش از شعارهاي سال هاي قبل مورد اهتمام قرار گيرد و همان طوري که مقام معظم رهبري فرمودند بايستي در تمام عرصه هاي اجتماعي، سياسي، فرهنگي و اقتصادي با جديت پي گيري شود

وظيفه اخلاقي هر انساني اين است که فردايش بهتر از ديروزش باشد.
ذکر اين نکته از اين جهت بود که شعار (همت مضاعف و کار مضاعف) مخصوص مسئولين و مجريان حکومت نيست بلکه تک تک افراد جامعه و هر کس در حيطه فعاليت خودش هر چند مختصر بر کار خود بيفزايد و اين حاصل نمي‌شود مگر با همت بالاتر و مضاعف

نهايت تلاش انسان در جامعه اسلامي رسيدن به عدل است و اين عدل به حکم کريمه قرآني «اعدلوا هو اقرب للتقوي» زمينه ساز تحقق تقواي اجتماعي و فردي است و به حکم عقل و فطرت بايستي اين تلاش دوچندان شود تا رسيدن به هدف نهايي که همان مقام قرب به حضرت حق است در کمترين زمان رخ دهد.


اگه دوستان نيز راهکار يا تحليلي نسبت به فرمايشات مقام معظم رهبري دارند با گوش جان نيوش مي کنيم.

نوروز به مثابه روز رستاخيز

بهار تمثيل دل‌انگيز معاد الهي است
نوروز تكريم عظمت و كرامت خداوندي است
به پاس اين آفريده‌هاي تفكر برانگيز
پروردگار را شكر مي‌گزاريم

****

ارغوان به گُل نشسته است

عقربه‌ها در پي هم مي‌دوند. آسمان آبي‌تر از هميشه مي‌خواهد در آغوش گيردمان.
كبوترها دسته‌جمعي مي‌خوانند، كلاغ‌ها فوج فوج پر مي‌زنند.
سرخي ماهي‌هاي عيد بر سنگفرش پياده‌رو نقشي است بر روزگاران دور.
ساك دستي زن‌ها پر است و سنگين.
كسي از خستگي نمي‌گويد. شتاب پاي مردها ديدني است.
و زيباتر كودكي كه تا صداي زنگ مدرسه را مي‌شنود مي‌دود سمت سال نو، سمت خانه. خاك نفس مي‌كشد.
شاخ و برگ‌هاي درختان از طنازي باد در گوش هم مي‌گويند. روزي نو در راه است؛ و صداي بهار تن و جان و خانه‌هايمان را پر كرده است. برخيزيد؛ پنجره‌ها را باز كنيد: ارغوان به گل نشسته است.

***

نوروز مهم‌ترین آئین همه ایرانیان در سراسر جهان، فارغ از مذهب، زبان، ملیت، طبقه و جایگاه اجتماعی و تعلقات سیاسی است. در این گفتار، دکتر عبداله گیویان از منظر ارتباطات به این آئین کهن ایرانی که مرزهای کشورمان را درنوردیده و به یک میراث فرهنگی برای جهانیان تبدیل شده است، می‌نگرد. نوروز یکی از قدیمی‌ترین آئین‌های شناخته شده فرهنگی است و از طریق آن، مردم ایران بلند بلند و به شیواترین و علنی ترین شکل خودشان را فکر کردند، خودشان را زندگی کردند و خودشان را بیان کردند. هر آئینی بازنمایی یک سری از نمادها و مفاهیم را عهده دار است. نوروز آئینی بوده که از طریق آن ایرانی‌ها و کسانی که در حوزه فرهنگ ایرانی به سر می بردند، به خود فرا تاریخ فرا زمان خودشان پیوند پیدا می‌کنند؛ این دقیقا در مقابل فهم انتقالی ارتباطات قرار دارد. همانطور که می‌دانید در دو نگاه مسلط درباره ارتباطات، یک دسته از صاحب نظران معتقدند که ارتباطات انتقال پیام در یک جغرافیا است که به نظریه transmission یا نظریه انتقالی معروف است. دسته‌ای دیگر در مقابل معتقدند کار ارتباطات بردن انسان‌ها و پیوند دادن انسان‌ها به یک هویت فرازمان است؛ انتقال پیام در طول زمانی که آن‌را به دلیل گستردگی و مبانی غیرپوزتیو، یک فرا زمان باید بدانیم. هر آئینی تصوری از یک اجتماع مطلوب یا imaginative community را زنده می‌کند. نوروز زمانی شروع می‌شود که ما خانه تکانی کرده باشیم. فعالیتی که آدم‌ها در این مقطع انجام می‌دهند، یک فعالیت ارتباطی است، به این معنی که همه به هم اعلام می‌کنند که آماده پذیرش پاکی‌ها هستند. در مطالعه آئینی ارتباطات، آن imaginative community در واقع به تابیر ترنر، در قالب یک communita است. یعنی آنجایی که انسان‌ها آنقدر با هم نزدیک می‌شوند و حس فطری مشترکی پیدا می‌کنند که اشتراکاتشان آن‌ها را به هم پیوند می دهد. آئین نوروز یکی از کارهایی که باید می‌کرد، این بود. البته بسیاری از نمادها، اساطیر و معنی‌هایی که در آئین نوروز نهفته است متناسب با دوره‌های مختلف زمانی تغییر کرده و متناسب با شرایط شده است.در آئین در واقع جسم برگزارکنندگان آئین تبدیل به یک رسانه می‌شود که این رسانه ابزار بازنمایی مجموعه ای از معانی است. اساسا در مطالعه آئین شناسانه یا آئینی ارتباطات، این پارادوکس ذهن و جسم جایگاه بسیار مهمی دارد. این یادگاری است از دوران ثنویت دکارتی و عقلانیت کانتی در اروپا - در آن زمان تمایز بین بدن و روح بسیار جدی شد. آئین‌ها در نظام‌های ارتباطی زندگی روزمره ما را علامت‌گذاری می کنند. نوروز زندگی ایرانی‌ها را به عنوان گذر سال علامت‌گذاری کرده است.

*******

فرا رسیدن سال جدید که با بهار شور انگیز طبیعت متقارن است یاد آور و تداعی کننده ی فصل نشور و تجدید حیات میباشد و حاکی از تولد دوباره است و این نشان متقنی از لطف و رحمت بی پایان خداوند تبارک و تعالی است که هنوز میتوان امید داشت به فصل سبز و زندگی و حیات دوباره .

این شور انگیزی و طراوت بی همتای طبیعت را به همه ی دلهای مشتاق و اندیشه های بکر روشنگر و فعالان عرصه ی علم آموزی و خرد ورزی به ویژه اصحاب فرهيخته فرهنگي در هر کجای این گیتی پهناور از صمیم قلب و از عمق روح افزای جان تبریک و شاد باش عرض مینمایم.

عيد نوروز شد و جمله جهان گشت معطر

از لاله و ريحان و درختان صنوبر

بر تخت خلافت بنشست آن شه ابرا

داماد نبي شير خدا ساقي کوثر

عيد نوروز شد و جمله جهان گشت معطر

از لاله و ريحان و درختان صنوبر

بر تخت خلافت بنشست آن شه ابرا

داماد نبي شير خدا ساقي کوثر

دشتي

ـــــــــــــــــــ

ـــــــــ

 

 

 

 


سال نو مبارک

 

جنگ نرم و رسالت معلمان

 


«جنگ نرم و رسالت معلمان» ؛ملت عزت طلب و هوشمند ايران ، هيچگاه ننگ سيطره بيگانه را برنتافته است و همچنان که اوراق تاريخ معاصر گواهي مي دهد همواره پيشتاز نهضت هاي آزادي خواهانه و استکبار ستيزانه و دفاع از استقلال سياسي، اقتصادي و فرهنگي و حقوق خويش بوده است . تا آنجا که نهضت هاي ملت ايران در مشروطيت و ملي شدن نفت و خصوصا انقلاب اسلامي، الگوي ديگر ملت ها قرار گرفته است. به همين دليل است که زياده خواهان جهان، از بيم توسعه و فراگير شدن شعار هاي حق مدارانه و عدالت خواهانه مردم ايران در ميان ساير ملت ها، تمام توان خود را براي سرکوب ايرانيان و خاموش ساختن مشعل ظلم سوز آنان به کارگرفته اند .

ملت عزت طلب و هوشمند ايران ، هيچگاه ننگ سيطره بيگانه را برنتافته است و همچنان که اوراق تاريخ معاصر گواهي مي دهد همواره پيشتاز نهضت هاي آزادي خواهانه و استکبار ستيزانه و دفاع از استقلال سياسي، اقتصادي و فرهنگي و حقوق خويش بوده است . تا آنجا که نهضت هاي ملت ايران در مشروطيت و ملي شدن نفت و خصوصا انقلاب اسلامي، الگوي ديگر ملت ها قرار گرفته است.

به همين دليل است که زياده خواهان جهان، از بيم توسعه و فراگير شدن شعار هاي حق مدارانه و عدالت خواهانه مردم ايران در ميان ساير ملت ها، تمام توان خود را براي سرکوب ايرانيان و خاموش ساختن مشعل ظلم سوز آنان به کارگرفته اند.

اينک شکست تجربيات هجوم نظامي ، محاصره اقتصادي و فشارهاي سياسي عليه جمهوري اسلامي ايران توطئه گران استکبار جهاني را به اين حيله گري کشانيده است که در وادي فرهنگ، نبردي بي امان را پي ريزي و آغاز کنند، يعني از همان جبهه اي که عامل پيروزي انقلاب اسلامي بود و مردم با دست خالي اما با تکيه بر ايمان و آگاهي خود در برابر سردمداران زياده طلب جهان، ايستادگي کردند و پيروز شدند، حملات خود را از همان جبهه شروع کردند.

سال هاست که هجوم پنهان و آشکار به ارزشها و مقدسات و باور هاي ما، در پيچيده ترين شکل ها و قالب ها طراحي و اجرا مي شود و اگرچه نمي توان بطور دقيق، زمان آغاز جنگ نرم دشمن را تعيين کرد اما شايد بتوان گفت انگليسي ها با به صحنه آوردن سلمان رشدي، شروع و شيوه جنگ نرم را اعلان کردند و به هم پيمانان خويش ارائه طريق نمودند.در جنگ نرم، دشمن، قلب و انديشه انسان ها را هدف مي گيرد.“رسانه” مهمترين و موثرترين سلاح جنگ نرم است.

نوجوانان و جوانان مخاطبان اصلي جنگ نرم هستند و دشمن تلاش مي کند با بهره گيري از گسست فرهنگي ميان نسل ها، ذهن آنان را نسبت به داشته ها و باور هاي ديني و ملي خويش مشوه سازد، تا آماده پذيرش يوغ اسارت فرهنگي بيگانه شوند. خصوصيت جنگ نرم، ظرافت و نامحسوس بودن آن است و لذا مبارزه در اين ميدان بسيار دشوار و تخصصي است و فرماندهان اين مصاف بايد مجهز به علم و فن تاثيرگذاري فرهنگي و شناسايي و خنثي سازي پيام هاي آسيب زا باشند.بر اين اساس، معلمان را بايد کار آمدترين فرماندهان جبهه فرهنگ دانست، از آن رو که با تاثيرپذير ترين و آسيب پذير ترين گروه سني جامعه، در طولاني ترين فرصت، امکان برقراري ارتباط و گفتگو و پيام رساني دارند و در عين حال از بالاترين تخصص و توانمندي براي انتقال پيام به مخاطبان خود به تناسب ذهنيت آنان، برخوردار هستند.اگر به تقسيم مسئوليت ها در جامعه احترام بگذاريم و نقش و اهميت هر گروهي را باور داشته باشيم و نخواهيم تمامي فعاليت ها و اقدامات توسط گروهي خاص انجام شود و يا بنابر آن نباشد که همه در همه امور وارد شوند، در اين صورت، بي ترديد، سرمايه گذاري در آموزش و پرورش و ارتقاي آگاهي هاي معلمان در زمينه جنگ نرم، دستاورد هاي فراواني به ارمغان خواهد آورد.

بنابراين تحليلگران و نظريه پردازان کشور در موضوع جنگ نرم، بايد براي فرهنگيان و انتقال آخرين تاکتيک هاي دشمن به آنان، برنامه ريزي خاصي داشته باشند. البته وزارت آموزش و پرورش نيز مي تواند و بايد در اين حرکت پيشقدم شود و راهکارهايي براي روز آمد شدن اطلاعا ت مديران مدارس، مربيان پرورشي و معلمان گرانقدر در حوزه جنگ نرم طراحي کند.

قابل توجه است که در دنياي هجوم رسانه ها و تهاجم فرهنگ استکبار، حتي برخي کشور هاي پيشرفته و صنعتي -که سالهاست از نظر نظامي مورد هيچگونه تهديدي قرار نگرفته اند و احتمال تجاوز نظامي به کشورشان را نمي دهند، به دليل اهميتي که براي هويت ملي خويش قائل هستند، مسئله آموزش و پرورش را از منظر امنيت ملي به عنوان قابل اطمينان ترين سنگر دفاع فرهنگي، مورد توجه خاص قرار داده اند و بخصوص پيرامون تربيت معلم، با نگاه نقش آفريني در دفاع از هويت ملي برنامه ريزي مي کنند.

مروري بر روند پيروزي انقلاب اسلامي و استمرار آن در کشور ما نيز نشان مي دهد که فرهنگيان در جريان پيروزي انقلاب و نيز در دفاع مقدس، سهمي تاثير گذار و تعيين کننده داشته اند و در عين حال همواره از والاترين پايگاه اجتماعي برخوردار بوده اند. بر اين اساس است که احياي شان معلم در جامعه به عنوان قشر مرجع، ضرورتي مضاعف مي يابد و با حضور فعال جامعه معلمان، مي توان دانش آموزان را براي ايستادگي در عرصه جنگ نرم آموزش داد. اگر در مدرسه شيوه هاي بهره گيري سالم از رسانه ها آموزش داده شود و پيامد هاي بهره گيري سوء کاملا تشريح گردد. سلاح دشمن تا حدود قابل توجهي کارآيي خود را از دست خواهد داد. اگر دانش آموزان تربيت شوند که “ مسئولانه “ واردات فکري و قلبي*خويش را برگزينند، از آسيب جنگ نرم دشمن مصون خواهند ماند.
پي نوشت:
*ان السمع و البصر و الفواد کل اولئک کان عنه مسئولا

گرفته شده از سايت : آموزش نيوز

10 دستورالعمل پویا برای دبیران ریاضی

ده دستورالعمل پويا براي معلمان رياضي

1. به موضوع درس خود ،علاقه مند باشيد .

2. بر ماده درسي خود، مسلط باشيد .

3. بدانيد، از چه راهي مي توانيد آنچه را در نظر داريد، ياد بدهيد؟ بهترين روش ياد دادن را خودتان پيدا کنيد .

4. به چهره شاگردان خود نگاه کنيد، تا متوجه انتظارهاي آنها بشويد . دشواري هاي آنها را کشف کنيد؛ توانايي اين را داشته باشيد که بتوانيد خودتان را به جاي آنان بگذاريد .

5. به آگاهي هاي خشک و عريان قناعت نکنيد. بکوشيد مهارت را که لازمه عقل و انديشه است و عادت به کار منظم را، در دانش آموزان تقويت کنيد و تکامل بخشيد.

6. بکوشيد تا حدس زدن و پيش بيني کردن را، به آنان بياموزيد.

7. سعي کنيد، اثبات کردن را به دانش آموزان ياد بدهيد.

8. در مسأله اي که طرح شده است ، چيزي را جستجو کنيد که، براي حل مسأله هاي ديگر مفيد است . از موقعيتي که مسأله مشخص مفروض دارد ،روش کلي را کشف کنيد .

9. راز خود را ،بلافاصله فاش نکنيد . اجازه بدهيد دانش آموزان تا آنجا که مي توانند تلاش خود را براي حل يا حدس راه حل ، به کار برند؛ به دانش آموزان امکان بدهيد ،هر چه بيشتر خودشان کشف کنند .

10. با اشاره هاي خود ، دانش آموزان را راهنمايي کنيد، ولي عقيده خود را ، به زور به آنها تحميل نکنيد .

حالا اين ده «قانون» را پشت سر هم، و با توجه خاص به معلم رياضيات، مورد بررسي قرار مي دهيم

1. تنها يک شيوه واقعي و انکار ناپذير ،در آموزش ، وجود دارد : اگر معلم به درس خود علاقه مند باشد، به کلاس هم علاقه مند مي شود .

همين يادآوري بايد براي روشن شدن نخستين و مهم ترين دستورالعمل، کافي باشد : به موضوع درس خود علاقه مند باشيد .

2. اگر به موضوع درس ، علاقه اي نداريد معلمي را کنار بگذاريد، زيرا هرگز نخواهيد توانست ،به خوبي از عهده آن برآييد . علاقه، شرطي بي تغيير و بدون جانشين است1 ؛اين شرط کاملا لازم است ولي به تنهايي کافي نيست . صادقانه ترين علاقه مندي ها و پربارترين حيله هاي تدريسي، نمي توانند به شما کمک کنند تا چيزي را که خودتان نمي دانيد يا بد مي دانيد، به ديگران ياد بدهيد .

همين اشاره بايد براي روشن شدن دستور دوم ،کافي باشد : به موضوع ماده درسي خود،مسلط باشيد .

معلم بايد هم به ماده درسي خود علاقه مند باشد و هم آن را بداند . من به اين دليل علاقه را در مقام نخست جا داده ام که ، در صورت وجود علاقه واقعي، امکان اين را خواهيد داشت که دانش لازم را به دست آوريد ،در حالي که فقدان علاقه حتي اگر دانش لازم هم ،کم و بيش وجود داشته باشد ، خيلي ساده شما را به يک معلم بد تبديل خواهد کرد .

3. چه بسا خواندن يک کتاب خوب و يا شنيدن يک سخنراني خوب درباره روند روان شناسانه يادگيري براي شما سودمند باشد ولي نه مطالعه کتاب و نه شنيدن سخنراني، به طور مجرد و به تنهايي، نمي تواند جنبه تعيين کننده و لازم اين روند را روشن کند . هيچ وسيله ديگري هم ، براي اين منظور ، کافي نيست : شما بايد بدانيد از چه راهي مي توانيد آن چه را لازم است ، ياد بدهيد ؛ شما بايد روند ياد دادن را، با تجربه شخصي خودتان ، به دست آوريد .اين تجربه ،از راه مطالعه مستقل و از راه دقت و نظارت بر کار شاگردانتان به دست مي آيد .

البته اين بد است که اصلي را بپذيريد ، بدون اينکه محرک هاي دروني تشويق کننده اي براي آن داشته باشيد، ولي بدتر از آن وقتي است که تنها در حرف به آن بها بدهيد . با وجود اين، موردي وجود دارد که به هيچ وجه نمي شود به موافقت سطحي يا بيروني با آن  رضايت داد . منظورم اصل بنيادي معلمي يعني اصل آموزش فعال است . بايد به طور جدي به اين نکته توجه داشته باشيد که اين اصل در جريان آموزش،نقشي تعيين کننده دارد . بهترين روش آموزش کدام است ؟ اين را بايد خودتان کشف کنيد .

4. حتي اگر دانش لازم را داشته باشيد، علاقه اي زنده از خود نشان دهيد و ، تا حدي روند آموزش را هم درک کرده باشيد،باز هم ممکن است معلم ضعيف باقي بمانيد . نمي خواهم اين حالت را عام بدانم، ولي آنقدرها هم نادر و استثنايي نيست . بعضي از ما دلمان مي خواهد با معلم خود به صورتي کاملا مناسب و در همه زمينه ها تماس داشته باشيم ولي تصميم نمي گيريم برخورد با کلاس خود را رو به را ه کنيم . براي اينکه ياد دادن که به صورتي انفرادي –به وسيله معلم- اداره مي شود نتيجه خوبي براي آنان که بايد ياد بگيرند- يعني دانش آموزان- به بار آورد، بايد تماس معيني بين دو طرف برقرار باشد : معلم بايد بتواند خود را در موقعيت شاگردان قرار دهد و در لحظه هاي لازم به ياري او بشتابد و زير بازوي او را بگيرد . به اين خاطر است که دستورالعمل زير داده شده است: به چهره شاگردان نگاه کنيد . سعي کنيد به انتظارهاي آناني ببريد و دشواريهاي آنان را درک کنيد . اين توانايي را داشته باشيد که خود را به جاي دانش آموزان بگذاريد .

واکنش دانش آموزان ،در برابر چيزي که به آنان مي آموزيد، به ميزان آمادگي آنها ،کشش هاي آنها و برنامه اي که براي آينده خود دارند بستگي پيدا مي کند ؛ بنايراين هميشه با خود بينديشيد و در شيوه کار خود در نظر بگيريد که : چه چيزهايي را مي دانند و چه چيزهايي را نمي دانند ؛چه چيزهايي را مي خواهند بدانند و چه چيزهايي آنان را به شوق نمي آورد ؛ چه چيزهايي را بايد بدانند و از چه چيزهايي مي توان صرف نظر کرد .

5. چهار «قانون» فوق را، مي توان اساس هنر علمي دانست. مجموعه آنها ، روي هم چيزي از نوع شرط هاي لازم و کافي را براي تعليم موفقيت آميز تشکيل مي دهند . اگر به موضوع درس خود علاقه مند باشيد و آن را به خوبي بدانيد؛ اگر علاوه بر آن ،بتوانيد خود را به جاي شاگرد قرار دهيد و متوجه شويد ،چه چيزي او را به شوق مي آورد و در کجا به دشواري بر مي خورد در اين صورت يا معلم خوبي هستيد و يا به زودي معلم خوبي خواهيد شد. شما احتمالا هنوز به مقداري تجربه نياز داريد .

به نتيجه هايي مي پردازيم که ناشي از«قانون»هاي مذکور هستند و،طبيعي است که،به طور عمده از آنهايي نام مي بريم که به موقعيت معلم رياضيات دبيرستاني مربوط مي شود .

هر دانشي از دو قسمت تشکيل مي شود: بخش آگاهي ها («دانش خالص و نظري») و بخش«مهارت ها» («توانايي در به کار گرفتن دانش نظري» ). مهارت ،هنر است؛ مهارت،يعني توانايي استفاده از آگاهي ها ، براي رسيدن به مقصود؛همچنين ،مهارت را مي توان به عنوان قدرتي که در اثر ممارست و تجربه طولاني به دست مي آيد،تعريف کرد؛به زبان کوتاه مي توان گفت که: مهارت،يعني توانايي در کار منظم .

مهارت در رياضيات، يعني توانايي حل مسأله ، قدرت اثبات و استدلال و همچنين توانايي در تجزيه و تحليل انتقادي جواب يا اثبات. مهارت ،در رياضيات ،به مراتب مهم تر است از يک دانش خالص و از آگاهي هاي خشک و عريان. به همين مناسبت، دستورالعمل زير ،براي معلمان اهميت زيادي دارد : به بعضي خصلت هاي منفرد اکتفا نکنيد ،سعي کنيد دانش آموزان خود را به سمت «مهارت» بکشانيد و به «کار منظم» عادت دهيد .

از آنجا که ، در رياضيات مهارت مهم تر از دانش است به اعتقاد من در تدريس رياضيات اين که «چگونه ياد مي دهند» خيلي مهم تر از آن است که «چه چيزي را ياد مي دهند».

6. اول حدس بزنيد ،بعد ثابت کنيد ؛کشف، معمولا به همين ترتيب انجام مي شود. شما بايد اين را بدانيد (بهتر از همه ،از تجربه خودتان) و، علاوه برآن ،بايد بدانيد که معلم رياضيات، امکان هايي عالي ،براي نشان دادن نقش حدس زدن و کشف کردن ،در اختيار دارد . بنابراين به خوبي مي تواند اين خصلت عقل انساني را ،که ارزش فوق العاده اي براي هر کار پژوهشي دارد تکامل دهد . چگونگي اخير ،به آن اندازه که لازم است ،گسترش پيدا نکرده و ، به همين دليل ،شايسته توجه خاص است. توصيه مي کنم،در اين باره مراقب شاگردان خود باشيد : سعي کنيد حدس زدن را به آنها بياموزيد .

شاگردان ضعيف و «سهل انديش» ممکن است حدس ها و پيشنهادهاي «وحشي» و عجيب و غريبي طرح کنند. چيزي که بايد به اين گونه شاگردان بياموزيم، حدس زدن «عقلاني»،«معني دار» و«در جهت درست» است .حدس زدن عقلاني، بر پايه استفاده با معني از قياس و شباهت قرار دارد و ،در حساب آخر،شامل تمام مرحله هاي«داوري نزديک به حقيقت» است، چيزي که در هر کار عملي ،نقش عمده اي به عهده دارد .

7. «رياضيات،مکتب خوبي براي داوري نزديک به حقيقت است» . اين حکم ،نتيجه گيري هاي مربوط به «قانون» قبلي را،جمع بندي مي کند؛اين حکم که ممکن است بعضي را متعجب کند،کاملا تازه است و حتي مي توانم ادعا کنم که به مؤلف تعلق دارد .

«رياضيات، مکتب خوبي، براي داوري هاي قياسي (استدلالي) است». اين حکم کسي را متحير نمي کند و چه بسا نوعي از آن به اندازه خود رياضيات سابقه داشته است . در واقع مطلب خيلي گسترده تر از اين ها است . مرزهاي رياضيات تمامي پهنه داوري هاي استدلالي را در بر مي گيرد . اين مرزها، هر دانشي را که توانسته باشد تا آن جا پيشرفت کند که ، مفهوم هاي مربوط به آن را بتوان به صورت مجرد و به شکل «منطقي-رياضي» بيان کرد،شامل مي شود. در بيرون اين مرزها ،جايي براي داوري استدلالي واقعي وجود ندارد(مثلا در زندگي روزانه خود،به ندرت با داوري «استدلالي» دقيق، مواجه مي شويم) . روشن است (و لزومي ندارد، درباره اين ديدگاه مورد قبول همه به تفصيل صحبت کنيم) که معلم رياضيات ،بايد همه شاگردان خود را(احتمالا ،به جز شاگردان پايين ترين کلاس ها) ،با داوري استدلالي آشنا کند : سعي کنيد،اثبات کردن را به آنها بياموزيد .

8. «مهارت» ،بخش مهم تر فرهنگ رياضي را تشکيل مي دهد و خيلي مهم تر و با ارزش تر است از آگاهي ساده نسبت به حقيقت ها و قضيه هاي مشخص . ولي اين «مهارت» را چگونه بايد ياد داد؟ دانش آموزان ،تنها از طريق تقليد و، به خصوص تمرين و عمل مي توانند اين توانايي را به دست آورند.

وقتي، حل مسأله اي را دنبال مي کنيد ،جنبه هاي آموزنده آن را جدا کنيد . جنبه مشخصي از راه حل را ، وقتي مي توان «آموزنده» دانست که قابل تقليد باشد ،يعني علاوه بر حل مسأله مفروض ، بتواند براي حل مسأله هاي ديگري هم به کار رود . وقتي که بر ويژگي هاي آموزنده راه حل تکيه مي کنيد، به جاي اينکه تنها به ستايش آنها بپردازيد(چيزي که مي تواند اثر معکوس داشته باشد) ،با شيوه رفتار خود ،آن را برجسته کنيد(هر معلم خوب ، بايد تا حدي يک هنرپيشه باشد). اگر ويژگي مورد نظر ،با هنرمندي نشان داده شود ، مي تواند راه حل شما را به يک راه حل نمونه و يک روش آموزنده تبديل کند ، به نحوي که دانش آموزان بتوانند ،در حل مسأله هاي ديگر،آن را سرمشق خود قرار دهند1 . و اين همان چيزي است که در دستورالعمل آمده است: در مسأله اي که طرح شده است،چيزي را جستجو کنيد که براي حل مسأله هاي ديگر مفيد باشد. از موقعيتي که مسأله مشخص مفروض دارد ، روش کلي را کشف کنيد .

9- مي خواهم شما را با حيله کوچکي آشنا کنم که، هر معلمي بايد از آن آگاه باشد . ضمن بحث درباره مسأله، از دانش آموزان بخواهيد ،راه حل مسأله يا جواب آن را حدس بزنند. دانش آموزي که حدسي به ذهنش مي رسد و جرأت مي کند آن را با صداي بلند اعلام کند، در واقع ،مسئوليتي را براي ادامه کار، به عهده مي گيرد . از اين نترسيد که، ضمن بحث خود، از راه منحرف شود؛ او راهي را دنبال مي کند که به ذهنش رسيده است

«اگر مي خواهيد همه را کسل کنيد، همه چيز را تا آخر بگوييد».

10- دانش آموز محاسبه طولاني خود را به من نشان مي دهد. با نگاهي که به سطر آخر مي اندازم، متوجه نادرست بودن محاسبه مي شوم . با وجود اين، عجله اي در مطلع کردن دانش آموز، از اين امر نمي کنم. ترجيح مي دهم تمامي محاسبه را «گام به گام» مرور کنم و سطر به سطر آن را بخوانم: «آغاز کار خوب است، نخستين نتيجه گيري شما درست است . دنباله آن هم همين طور. خوب پيش رفته اي. سطر بعد هم اشتباهي ندارد. خوب، درباره اين سطر چه فکر مي کني؟» . سرچشمه اشتباه در اين سطر است و ، اگر دانش آموز خودش آن را کشف کند ،اين شانس را خواهد داشت که چيزي ياد بگيرد . ولي اگر بلافاصله مي گفتم :«اين غلط است» ، به احتمال زياد ، دانش آموز از من مي رنجيد و، در عمل ، از شنيدن سخنان من سرباز مي زد و اگر به خودم حق بدهم ، بيش از اندازه تکرار کنم: «اين غلط است» دانش آموز از من متنفر مي شود و ، در نتيجه همه تلاش هاي بعدي در مورد او به هدر مي رود .

همکار عزيز معلم! از بيان جمله «اشتباه کرده ايد» ، پرهيز کنيد. به جاي آن بگوييد : «در کل حق با شماست ولي...» . باور کنيد که اين نه دورويي بلکه انسانيت است. ممکن است «قانون» 4 ، شما را به اين فکر انداخته باشد، ولي اين توصيه را مي توان و بايد به طريقه هاي مختلف تکرار کرد : با اشاره هاي خود دانش آموزان را راهنمايي کنيد، ولي عقيده خود را، با زور به آنها تحميل نکنيد .

دو «قانون» 9و 10 ، يک هدف را دنبال مي کنند. اينها را روشن مي کنند که، تا آنجا که شرايط موجود آموزش اجازه مي دهد، بايد به دانش آموز امکان آزادي و ابتکار داد. معلم رياضيات ،به دليل کمي وقت، غالبا وسوسه مي شود که در جهت خلاف اين «قانون» ، يعني بر خلاف اصل آموزش فعال حرکت کند . گاهي براي رسيدن به جواب چنان شتاب مي کند که دانش آموز فرصتي براي توجه و بررسي مطلب پيدا نمي کند . ممکن است ، به سرعت، مفهومي را مطرح و يا قاعده اي را تنظيم کند ، بدون اينکه بحث کافي درباره آن شده باشد و ، در نتيجه بدون اينکه دانش آموز، ضرورت اين مفهوم يا قاعده را احساس کرده باشد . گاهي ممکن است ، به اصطلاح مثل ماشين کار کند، يعني از وسيله اي و امکاني استفاده کند (مثلا ، يک خط راست کمکي در شکل هندسي رسم کند) که مسآله را،بلافاصله، به نتيجه برساند، ولي اين وسيله طوري باشد که دانش آموز، هرگز در زندگي خود ، با آن مواجه نشده باشد و آدمي چگونه مي تواند درباره چنين حيله اي که، همچون بلاي آسماني و به طور ناگهاني ، بر او نازل شده است ، بينديشد؟

خيلي از وسوسه ها ممکن است اين اصل را خراب کند . به همين مناسبت، بايد به جنبه هاي ديگري هم توجه داشته باشيد :

به دانش آموزان امکان بدهيد، پرسش هاي خود را مطرح کنند و يا خودتان پرسش هايي را مطرح کنيد که زبان حال آنها باشد .

اين امکان را بوجود آوريد که دانش آموزان، به پرسش ها پاسخ بدهند و يا خودتان به انها پاسخ بدهيد ،منتهي به صورتي که بتواند معرف پاسخ دانش آموزان شما باشد .

در هر حالتي ، از طرح پرسش هايي که هرگز به ذهن کسي نمي رسد، و از آن جمله به ذهن خود شما، پرهيز کنيد .

هشدارها و نکته های تربیتی

اگر می توانستیم خاموش باشیم،  چقدر گویا بودیم.  اگر می توانستیم  به موقع کنار بکشیم تا کودک خود را باز یابد،  چقدر به تربیت فعال معنا می بخشیدیم. اگر می توانستیم اندکی نسبت به مسوولیت فردی فرزندانمان بی تفاوت باشیم، چقدر به پرورش حس مسوولیت ورفع بی تفاوتی آنها کمک می نمودیم. اگر می توانستیم به جای آنها تصمیم نگیریم،  به جای آنها انتخاب نکنیم، به جای آنها ارزش گذاری نکنیم،  چقدر به استقلال، تصمیم گیری و اصالت انتخاب ودرونی شدن ارزشها کمک می کردیم. اگر میتوانستیم در محبت کردن معتدل باشیم، چقدر به جدیت فرزندانمان کمک می نمودیم. اگر می توانستیم کودکان را در رنج وتلاش و زحمت قرار دهیم،  چقدر به خود سازی و خود کفایتی و خود یابی آنها کمک    می نمودیم اگر می توانستیم و تحمل آن را داشتیم تا فرزندانمان را اندکی ناکام کنیم چقدر به درک لذت کامیابی آنها کمک می نمودیم. اگر می توانستیم طعم آزادگی و قناعت را در نداری ومحرومیت به آنها بچشانیم ، چقدر به سیری و مناعت طبع آنها کمک می نمودیم. اگر می دانستیم که تربیت چه چیز نیست،  آنگاه پی می بردیم که تربیت چه چیز هست. اگر می دانستیم که نصیحت کردن تربیت کردن نیست و اگر می دانستیم آموزش دادن دین،  تربیت دینی نیست و اگر می دانستیم عادت دادن،  ایجاد اخلاق درونی شده نیست و اگر می دانستیم یاد دادن،  تعلیم دادن نیست و اگر می دانستیم پاسخ دادن،  قانع کردن نیست  و اگر میدانستیم نوازش کردن،  محبت کردن نیست و اگر می دانستیم احترام گذاشتن،  ترحم کردن نیست و اگر می دانستیم تعظیم کردن،  تکریم کردن نیست و اگر می دانستیم و .... وچقدر به تربیت کمک می نمودیم.

اگر می دانستیم زیبایی دوستی،  زینت دوستی نیست و اگر می دانستیم آراسته گشتن،  لباس به رسم روز پوشیدن  نیست و دانش آموختن،  اخذ گواهینامه دانشگاهی نیست و پرهیزگار بودن،  گریز نمودن از صحنه نیست،  منعم بودن،  پولدار بودن نیست،  دلبسته بودن،  برده بودن نیست،  پای بندی به وظیفه بودن، تسلیم بودن  به فرمان دیگری نیست،  مردم خواه بودن،   مردمداری نیست، مصمم بودن، لجوج بودن نیست ، موقر بودن، تکبر نمودن نیست، احترام گذاشتن به خود، افاده نمودن به دیگران نیست، اندیشمند بودن، عقیده به عاریت گرفتن نیست، خیال پردازی، خرافه باوری نیست، به عدالت رفتار کردن، تلافی نمودن نیست، انضباط داشتن، افسار به گردن کردن نیست و... چقدر به تربیت شدنمان کمک میکردیم.   اگر می دانستیم قانون تربیت در درون طبعیت کودک به ودیعه نهاده شده است از قانون تراشی بیرونی خوداری می کردیم، اگر می دانستیم تربیت واقعی امری درونی، شخصی،  فاعلی و خود انگیخته است  از تربیت بیرونی انفعالی و دگر انگیخته پرهیز می کردیم.  اگر میدانستیم که تبلیغ بدون ترغیب،  ضد تبلیغ است،  از تبلیغات صوری دست بر می داشتیم.  اگر میدانستیم که تکرار کردن پیام،  تحکیم بخشیدن به آن نیست و تسریع نمودن در تربیت،  سریع رسیدن به هدف نیست،  قطعا به گونه ای دیگر رفتار می کردیم.  اگر می دانستیم درصد عظیمی از ناهنجاریها  کجرویها و لجاجت ها ،  نافرمانی،  بز هکاری و اختلالات عاطفی کودکان و نوجوانان ناشی از اقدامات تربیتی با نیات تربیتی  و باصطلاح،  اصلاحات  رفتاری ماست،  دست از اینگونه اصلاحات و اقدامات تربیتی بر می داشتیم.  اگر می دانستیم تربیت کردن، وابسته کردن نیست،  تسلیم نمودن نیست،  اهلی کردن نیست،  دست پرورده سازی نیست،  رام کردن نیست،  بلکه برعکس تربیت کردن، فتح مداوم است،  خود یابی دائمی است،  خود رهبری،  خود گردانی و خود شناسی مستمر است،  از آسیب رساندن به شخصیت کودک پرهیز  می نمودیم اگر می دانستیم تربیت عاریه ای،  قراردادی،  جعلی،  وضعی و تصنعی،  مانع تربیت اصولی،  ذاتی،  جوهری و طبیعی است از قالب ریزی و قالب سازیهای کلیشه ای خوداری می کردیم.  اگر می دانستیم دینی کردن، دینی شدن نیست،  نقش دادن، نقش پذیری نیست، الگو دادن، الگو پذیری نیست، آموزش دادن،  باوراندن نیست، شناخت دادن،  ایجاد معرفت نیست،  فعال کردن،  لولیدن نیست و معتقد کردن،  تبلیغ کردن نیست،  بدون تردید از قیم بودن باز می ایستادیم.  اگر میدانستیم که یاد دادن، مانع یاد گرفتن است هیچگاه به طور صوری یاد نمی دادیم،  اگر میدانستیم  که ندانسته ها چقدر از دانسته ها برای کودک مفید تر است، هیچگاه ذهن دانش آموز را انبار دانش و اطلاعات وارداتی نمی کردیم، اگر می دانستیم که دست یابی  به مجهول مهمتر از دست یافتن به معلوم است، چقدر به پرورش فکر کودک کمک می کردیم،  اگر می دانستیم که تشنه کردن متربی بیشتر از سیراب کردن او به رشدش کمک میکند، از سیراب نمودن او خوداری می کردیم. اگر میدانستیم که هدف تربیت  عشق به حقیقت است تا کودک خود به کشف حقیقت دست یابد، از ارائه مستقیم حقایق به کودکان خوداری میکردیم، اگر میدانستیم که کودک از چیزی تبعیت میکند که در تراز رغبت فطری اوست، همه چیز را بر کانون رغبت او سوار می کردیم و نه بر کانون رغبت  و خواسته خود. اگر میدانستیم  که کودک تنها از کسانی تبعیت میکند که مورد احترام اوست، آموزش قوانین و ارزش ها را در قالب محبت و احترام یاد میدادیم.  اگر می دانستیم که آدمی عاشق آن چیزی است که ندیدیده است،  متربی را در عطش دائمی نگه می داشتیم تا خود به دنبال حقیقت تشنه وار بگردد. اگر می دانستیم که اثر یک نما و یک نگاه در تربیت گویا تر از هزاران برنامه و پیام و کتاب و... است تربیت نمادی را جایگزین تربیت کلامی می کردیم. اگر می دانستیم که تغییر رفتار و تحول در ساختار روان آدمی  تنها در هنگام تجربه حاصل میشود، ضربه های کاری تربیت را با نماهای هیجانی همراه می ساختیم.

و بالاخره اگر می دانستیم که تربیت متربی در عامل بودن مربی خلاصه میشود از اقدامات، برنامه ها،  نصیحت ها و قالب ریزی های  تربیتی پرهیز میکردیم و به این عبارت اقتدا می کردیم که:دو صد گفته چو نیم کردار نیست

و از این گفته هلوسیوس به هراس می افتادیم که: کودکان نادان به دنیا می آیند نه ابله اما آنان به واسطه تربیت ما بزرگسالان به بلاهت کشانیده می شوند.

ودر خاتمه با بصیرتی عمیق و اعجابی حیرت آور دگر باره به حدیث زیبا و تکان دهنده می نگریستیم که:

کسی که بدون بصیرت اقدام به عملی نماید به منزله پویند ه ای است که هر قدر سریع تر حرکت کند از هدف دورتر می گردد.

و پس از الهام از معنی بلند این حدیث شریف قطعا از دستکاری نا شیانه در تربیت باز می ایستادیم.


گردآورنده : برات دشتي

(برگرفته از کتاب هشدارها و نکته های تربیتی  دکتر عبدالعظیم کریمی)

 

سوالات ریاضی 2 جدید التالیف

ضمن تشکر از همکار گرامی آقای بایزید قاسمی سوالات ریاضی 2 جدید التالیف ایشان را جهت استفاده همکاران در وبلاگ قرار داده ایم از مطالب سایر همکاران نیز جهت درج در وبلاگ استقبال می کنیم.

متن کامل مقالات برگزیده همایش کشوری مجازی ریاضی 1


بالاخره بعد از ماهها تلاش همایش مجازی ریاضی یک به پایان رسید و هم اکنون منتظر صدور تشویق افراد شرکت کننده در همایش هستیم و همچنین پیگیر چاپ مقالات به صورت کتاب هستیم (گرچه قبلا فقط قول سی دی مقالات را داده بوذیم) اما با توجه به کاربردی بودن بسیاری از مقالات ترجیع دادیم که قبل از انتشار به صورت کتاب مقالات را به صورت پی دی اف روی وبلاگ گروه قرار ذهیم.  انتظار داریم همکاران از نظرات خود ما را بی یهره ننمایند و همچنین در استفاده از مقالات امانتداری را رعایت نمایند.برای دریافت مقالات بر روی نویسندگان مقالات کلیک نمایید.

عنوان مقاله نویسنده
مقدمه و فهرست سلیمان آوری

ارائه خلاقيت­ها و ابتکارهايي براي آموزش اثربخش­تر همراه با ارائه طرح دست­سازه­هاي کمک­آموزشي براي کيفيت بخشي آموزشي

مهدیه اجدادی

پیشنهاداتي براي طرح بهتر برخی از مفاهیم كتاب درسي

عزیزه احمدی

رياضي (1) در آيينه ي مفهوم سازي

دست سازهها

بشري ضياء فيروز آبادي


پيشنهادهايي براي طرح بهتر برخي از مفاهيم كتاب درسي

رقيه بنيادي
بررسي ميزان تاثير دو روش تدريس مشاركتي بر رغبت دانش آموزان دختر سال اول دبيرستان نسبت به رياضي پگاه پیروانی نیا، پونه پیروانی نیا

 

ارائه ی طرح دست سازه های کمک آموزشی برای کیفیت بخشی آموزش ریاضی اول دبیرستان

قاسم تيموری
مقایسه آماری کتاب ریاضی یک جدیدالتالیف و قدیم ،از نقطه نظر نمرات امتحانی فرزاد جوادی

ارائهی خلاقیتها و ابتکارهایی برای آموزش اثربخش تر در بخش شیب خط کتاب ریاضی یک جدیدالتالیف

سوسن احمد راجی

ارتباط رياضيات (1) با درس شيمي (1)

جواد زيني وند

تحليل محتوای کتاب رياضی(1)

مليحه سادات سادات و همکاران

تحليل محتواي كتاب رياضي (1) جديدالتاليف

محمد باقر صاحبي

بررسی کتاب جدید ریاضی1

الهام عباسی

پیشنهادهایی برای طرح بهتر برخی از مطالب کتاب درسی

کریم عزیززاده

نگاه به کتاب ریاضی (1) دبیرستان از زاویه ای دیگر

حسینعلی غلامی

دست ساخته ها در فهم كتاب رياضي 1

فاطمه اسدنیا

پیشنهادهایی برای طرح بهتر برخی از مفاهیم کتاب درسی جدیدالتالیف ریاضی ( 1 )

عباس فقانی

خط کش ، پرگار ، نردبان و زندگي روزمره در رياضي 1

قاسم حسين قنبري

كاربردي كردن رياضيات سال اول متوسطه گامي جهت جلوگيري از افت تحصيلي

رحيم متين پور

ارتباط عمودی محتوای کتاب ریاضی1 باریاضی دیگر پایه ها

کاوه محمودی

ارتباط عمودي محتواي كتاب رياضي( 1) با رياضي ديگرپايه ها

اسفندمليح ملكي

بررسي كيفيت گرافيكي تصاويروهماهنگي آنها با محتواي كتاب

اسفندمليح ملكي

پيشنهادهايی برای طرح بهتر برخی از مفاهيم کتاب درس

وحيده يوسفی آذر

تحلیل محتوای ریاضی 1 با توجه به روش ویلیام رومی

شیدا محمودیان

ریاضیات (1) گامی در جهت تغییر- راهی به سوی پرورش تفکر

زهره ترازی

به کارگیری روش های نوین و خلاقانه در تدریس ریاضی 1

زهره صفار

ويژگي هاي عصر امام حسين (ع)‏‎‎


براي روشن شدن پرسش به فضاي آن زمان يعني دهه 50 هجري شمسي برمي گرديم. در آستانه قيام حسين ‏‏(ع) سرنوشت حوزه اي كه به عنوان جهان اسلام مطرح بود، به طورعمده با سه ايالت بزرگ 1- ايالت شام، ‏‏2- ايالت حجاز و3- ايالت عراق پيوند داشت. در واقع درزمان امام علي (ع) ثقل سياست درجهان اسلام به ‏ايالت عراق منتقل شده بود واساسا دريك دوره طولاني اين سه ايالت بزرگ هستند كه سرنوشت اسلام را كما ‏بيش تعيين مي كردند. بعد از شهادت امام علي (ع) در ايالت عراق سه جريان سازمان ديني و سياسي منسجم ‏شكل گرفته بود:1- جرياني كه مي توانيم از آن به عنوان عثمانيان ياد كنيم. كساني كه طرفداران بني اميه ‏وشيوه او در اداره حكومت بودند، اما خودشان را تحت عنوان خونخواه و تلاش براي مقابله با ظلم كنندگان به ‏عثمان معرفي مي كردند. 2- جريان دوم شيعيان بودند كه پس از امام علي (ع) با پذيرش امامت امام حسن ‏‏(ع) به حركت منسجم خود ادامه داده بودند و برنامه شان براي اداره كلي جهان اسلام، همان برنامه اي بود كه ‏امام علي (ع) سعي كرده بود در طول دوران حكومت خود تحقق ببخشد و اجرا كند 3- جريان سوم خوارج ‏بودند. در اين ميان افرادي نيز درجهان اسلام حضور داشتند كه به طورفردي در جهان اسلام نقش ايفاء مي ‏كردندو تاثيرگذار نيز بودند، اما اگربخواهيم جرياني به اوضاع عراق آن روز نگاه بكنيم، درخواهيم يافت كه ‏اين سه جريان وجود داشت. ‏

درايالت شام حاكميت يكدست ويكپارچه عثمانيان وجود داشت. شعار اين عده خون خواهي از عثمان بود، اما ‏عملا به دنبال تحقق برنامه بني اميه در جهان اسلام بودند. ‏

درايالت حجاز، هم تاثير سه جريان موجود درايالت عراق را مي بينيم و هم جريانات منفردي كه درواقع ‏تاحدودي با سه جريان منسجم موجود در عراق مرزبندي وفاصله داشتند. ‏

بررسی نقش رسانه های جمعی بر بزهکاری کودکان

گردآوري :برات دشتي- كارشناس روابط عمومي و رسانه

 

چکیده:امروزه بررسي اثرات رسانه های جمعی از پيچيده ترين مباحث انحرافات اجتماعي است . به همين دليل، جامعه شناسان در صحت نتايج و پژوهش هايي از اين قبيل ، ترديد نشان مي دهند . البته علي رغم تاثير انكار ناپذير رسانه هاي جمعي در آموزش فرهنگ سازي ، القاء عقيده و غيره بايد اذعان داشت كه در زمينه اثر اين وسايل در رفتار انسان ، تحقيقاتي بعمل آمده است كه البته تحقيقاتي كه بتواند اثرات تلويزيون سينما و مطبوعات را در انحراف و بزهكاري جوانان در كشور ثابت كند بسيار كم است .در اين پژوهش تاثيرات رسانه هاي جمعی تصويري چون تلويزيون ، سينما ، ويدئو ، ماهواره و مطبوعات در بزهكاري كودكان و نوجوانان مورد بررسي قرار مي گيرد .

کلیدواژه: رسانه­های جمعی، بزهکاری، تلویزیون، ماهواره، مطبوعات، سینما، ویدئو.

بیان مسئله پژوهش حاضر در پی بررسی مسائل زیر در جامعه ایران است.

:1- وضعیت رسانه های جمعی در کشورها چگونه است؟

2- نقش رسانه های جمعی در گرایش کودکان و نوجوانان به بزهکاری چیست ؟

3- جامعه ها تا چه حد می توانند در کاهش این اثرات نقش موثری را ایفا کند؟

چطور كودكان را به مطالعه علاقه‌مند كنيم؟

تحقيقات نشان داده است بيشتر كساني كه به كتاب و كتابخواني علاقه دارند والديني داشته‌اند كه در دوران كودكي لحظات شيرين و گرمي را در هنگام خواندن داستان‌ها براي آنها ساخته و پرداخته‌اند.
توصيه‌هاي زير را به كار گيريد تا كودكان خود را جذب مطالعه كنيد، به طوري كه كتاب را بهترين دوست خود بدانند و از آن جدا نشوند.

1 - زمان خاصي را به عنوان زمان خواندن داستان در نظر بگيريد : اين مورد به خصوص براي كودكان نوپا بسيار مهم است. زمان قصه‌سرايي نبايدطولاني باشد، در اينجا كيفيت از همه چيز مهمتر است، اما سعي كنيد آن را به صورت برنامه‌اي منظم در هر روز دنبال كنيد.

2 - كتاب‌هايي را انتخاب كنيد كه خودتان از خواندن آنها لذت مي‌بريد، زيرا عدم علاقه شما، به خوبي در آهنگ كلام شما منعكس مي‌شود.

3 - به خاطر داشته باشيد كه اغلب سطح شنيداري كودكان بالاتر از سطح خواندن آنهاست: پس فكر نكنيد ممكن است كودك شما كه در گروه سني الف قرار دارد از شنيدن كتاب‌هاي گروه سني ب، ج يا بالاتر لذت نبرد.

4 - هميشه قبل از خواندن، عنوان كتاب و نام نويسنده آن را اعلام كنيد.

5 - داستاني را كه مي‌خوانيد در ذهن خود تجسم كنيد: مناظر را در ذهن خود ببينيد، حتي زماني كه كتاب هيچ گونه تصويري ندارد. اين كار باعث مي‌شود كه داستان را به زيبايي و واضح تعريف كنيد.

6 - در حين خواندن از تنوع استفاده كنيد: متناسب با داستان، تن صداي خود را بالا و پايين ببريد، با دستان و اعضاي صورت خود اشارات گوناگوني پديد آوريد. همه اينها در جذاب‌تر كردن داستان براي شما و فرزندتان كمك مي‌كند.

7 -بسياري از كودكان از«خواندن مكرر» يك داستان لذت مي‌برند.

8 -كودكتان را تشويق كنيد كه صفحات را ورق بزند، يا حتي عباراتي كه بلد است را بخواند: هر دوي شما مي‌توانيد با افزودن ديالوگ‌هاي جديد، صداهاي متفاوت و اشارات مختلف به آن شاخ و برگ دهيد.

9 - به آرامي بخوانيد: در حين خواندن، سؤالاتي بپرسيد و به پرسش‌هاي كودكتان پاسخ دهيد. به عكس‌ها اشاره كنيد و در مورد تصاوير كتاب بحث كنيد. از كودكتان بپرسيد: «فكر مي‌كني بعد از اين چه اتفاقي خواهد افتاد؟»

10 - فعاليت‌هاي اضافه و متناسبي با فضاي داستان، ارائه كنيد: كارهايي مثل آشپزي يا درست كردن كاردستي كه با داستان شما متناسب و هماهنگ باشند يا فعاليت‌هايي كه خواندن را به عنوان بخشي از علوم و فنون غني ادبيات شكوفا سازند و به پيشرفت در يادگيري مهارت‌هاي ادبي منجر شود.

11 - در زمان داستان با كودك خود مدارا كنيد، اما در عين حال جدي و محكم باشيد: چنانكه كودك شما نسبت به خواندن كتاب‌ بي‌ميل است اجازه دهيد در اين حين نقاشي بكشد. شايد حتي بتواند يك نقاشي از فضاي داستان بكشد!

12 - با آموزگار كودكان صحبت كنيد يا به كتابخانه منطقه‌تان برويد تا از پيشنهادها و تجربيات آنها در اين رابطه بهره‌مند شويد: به اين وسيله فهرست‌هاي گوناگوني از كتاب‌هاي مختلف خواهيد يافت و شايد حتي آنها بتوانند كتاب‌هايي كه خواندن بلند آنها براي كودكان اثربخش بوده است را به شما معرفي كنند.

خواندن، يك فعاليت تفريحي است شما فقط روزانه 15 دقيقه براي آن وقت صرف‌كنيد و از نتيجه سود بخش آن براي خود و فرزندانتان تا آخر عمر بهره بگيريد.

 

نظام‌ آموزشی و رشد خلاقیت در دانش‌آموزان

آموزش و پرورش با قرار گرفتن در عرصه تحولات پرشتاب جهان امروز، دستخوش تغییرات وسیعی شده است. لازمه ماندگاری در این عصر توجه به کیفیت نظام آموزشی است
نظامی که در مسیر سفری به مقصد رشد، بالندگی، ارتقاء دانش و مهارت علمی سرمایه‌های این مرز و بوم قرار گرفته است و هرچه در این سفر به جلو می‌رود، تصمیم‌گیریها سریع‌تر، تعداد دانش‌آموزان زیادتر و دگرگونی‌ها در یافته‌های علمی و نیاز‌های علمی فراوان‌تر می‌شود.

ما با انفجار دانش رو به رو هستیم و باید همسفران خود را نو‌آور، خلاق و دارای استقلال فکری بار آوریم و آنها را در محیطی قرار دهیم که آنها را خلاق بار آورد‌. این سرمایه‌ها هستند که منجر به ‌نوآوری، رشد و توسعه جامعه خواهند شد. بدین‌منظور پنجره دانش را باید باز کرد و به تربیت نسلی خلاق پرداخت.

خلاقیت عبارت است از به کار‌گیری توانایی‌های ذهنی به منظور دستیابی به یک اندیشه‌ نو و تفکر جدید در هر زمینه‌ای، که این امر خود پایه و اساس رسیدن به نوآوری در آن زمینه می‌باشد.

همه افراد تمایل دارند نسبت به محیط زندگی خود شناخت داشته باشند تا بر اساس آن برای زندگی خود تصمیمی گرفته و تلاش نمایند. این خواسته منجر به ایجاد حس کنجکاوی و بوجود آمدن افرادی جستجوگر نسبت به پیرامون خود می‌شود که این امر در برگیرنده همان نیاز به خلاقیت و خلاق بودن در برخورد با موقعیت‌های زندگی است.

آموزش و پرورش نقش مهمی در فراهم آوردن زمینه برای رشد خلاقیت دارد که در این خصوص می‌تواند با فراهم کردن موقعیت مناسب و آموزش درست استعدادها و توانایی‌های افراد را شکوفا سازد.

تربیت دانش‌آموز خلاق تنها به این منظور نیست که فقط بتواند یک اثر هنری خلق یا دست به اختراع جدیدی بزند، بلکه علاوه بر آن در برخورد با مسائل و مشکلات در زندگی شخصی و اجتماعی خود خلاقانه برخورد نماید.

آنها باید بیاموزند در برخورد با مسائل مختلف تنها یک راه حل وجود ندارد و بتوانند در مواجهه با تنگناها یا در تصمیم‌گیریها خود راه حلها و موقعیت‌های گوناگون را بررسی و بهترین آن را به کار ببرند، تا در کلیه مراحل زندگی اعم از زندگی تحصیلی، شغلی، ازدواج، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی رفتار خلاقانه داشته و تبدیل به یک شهروند حرفه‌ای شوند.

تمام دانش‌آموزان می‌توانند خلاق باشند، کسی که از نظر هوشی در سطح بالایی قرار دارد ملاکی برای خلاق بودن او نیست. باید شرایط مناسب فراهم باشد تا خلاقیت افراد بروز کند. در بروز خلاقیت علاوه بر عوامل فردی، عوامل اجتماعی و محیطی نقش بسزایی دارند.

خلاقیت زمانی به وجود می‌آید که دانش‌آموز با یک موقعیت مبهم روبرو شود و با توجه به تجربیات قبلی، پشتکار فراوان و پیگیری‌های مداوم به اقدام به حل آن مسئله کند. در اینجا دانش آموز بدون نظارت کامل باید به خلق ایده‌های جدید و ارائه راه حل‌های مختلف بپردازند.

از عواملی که در رشد خلاقیت بسیار تاثیر گذار هستند می‌توان عوامل زیر را نام برد که همه آنها در این امر در تعامل با یکدیگر می‌باشند و تاثیر ‌پذیر هستند:

نظام آموزشی:
باید فضای کافی برای ظهور خلاقیت را در سیاست‌گزاری‌های آموزشی فراهم و آن را جزء محور فعالیت‌های آموزشی نهادینه کند.

برنامه‌ریزان:
هدف‌های آموزشی را درجهت رشد خلاقیت دانش آموزان و متناسب با فلسفه اجتماعی و تربیتی حاکم بر جامعه تدوین کنند.

محتوای آموزشی:
نباید آموزش‌ها تنها جنبه تجویزی و تحمیلی داشته باشند. توجه بیش از اندازه محتوای آموزشی ما به حفظیات مانع از بروز خلاقیت می‌شود. برنامه‌ریزان درسی در تدوین محتوای دروس در جهت رشد این زمینه توجه کافی داشته باشند.

مدارس:
با فراهم آوردن امکانات لازم جهت ارائه آموزش‌های مباحث درسی در خارج از محیط کلاس درس و در محیط واقعی و استفاده از معلمان خلاق و پذیرفتن ایده‌های نو آنان و تشویق دانش‌‌آموز خلاق و رشد آنها زمینه‌ساز این امر خواهند بود.

معلمان:
شخصیت معلم و روش تدریس او تاثیر بسزای در ایجاد این امر دارد. شاید بتوان گفت یک معلم خلاق روش تدریس خود را به گونه‌ای انتخاب می‌کند که منجر به رشد خلاقیت دانش آموزان شود. چنین معلمی کلاسی پویا دارد و متناسب با هر مبحثی روش خاص بر می‌گزیند و آموزش خود را با طرح سوالاتی که بحث برانگیز هستند و منجر به تفکر در دانش‌آموز می‌شود، آغاز می‌کند و به جای اینکه شرایط را برای انتقال اطلاعت فراهم کند آنان را در موقعیتی قرار می‌دهد تا خود به جستجوی اطلاعا‌ت بپردازند.

همچنین ایده‌ها و نظرات دانش آموزان را پذیرا می‌باشد و برای هر فکری ارزش قائل است و از ایده‌های دانش آموزان در هر مسئله‌ای استقبال می‌کند و آنها را تشویق می‌نماید. فراهم آوردن شرایطی که دانش آموزان به فعالیت‌های گروهی ترغیب شوند، به تبادل افکار و نظریات خود بدون هیچگونه ترسی بپردازند، از عوامل مهم می‌باشند. می‌بایست دانش‌آموزان را به ارزشیابی در خصوص مطالب و مسائلی که می‌شنوند و می‌خوانند تشویق کرد و ساعت‌هایی را به بحث‌های آزاد و گروهی اختصاص داد.

والدین:
والدین نقش بسزای در این امر دارند. خصوصا قبل از شروع آموزش رسمی. والدینی که کودکان خود را به مطالعه کردن تشویق کردن و آنها را عادت می‌دهند و با فراهم آوردن شرایط مناسب، سهیم کردن آنها در ارائه راه حل‌ها و نظرخواهی و پذیرفتن ایده‌های نو، در رشد خلاقیت فرزندان خود تاثیر بسزایی دارند.

با فرارسیدن فصل تابستان می‌توان زمینه را برای این امر فراهم کرد. این امر می‌تواند توسط دست‌اندر‌ کاران آموزشی با برگزاری کارگاه‌های آموزشی، و ارائه برنامه‌های متناسب جهت بروز خلاقیت صورت پذیرد. کلاسهای هنری، هنرهای تجسمی، حجم‌سازی، مقاله ‌نویسی، داستان نویسی و ... آموزش‌هایی هستند که منجر به بروز خلاقیت می‌شوند. البته می‌توان برنامه‌های دیگری جهت خلاقت در مهارت‌های زندگی و شیوه برخورد با موقعیت‌های مختلف تدارک نمود.

در آموزش مهارت‌های زندگی مهمترین امر، آموزش حل مسئله و داشتن تفکر خلاق به دانش آموزان است که اجرا این امور خود مستلزم همکاری و همکفری متخصصان در این زمینه می‌باشد.

چطور معلمی کارآمد در کلاس باشیم؟

معلم کارآمد و اثربخش فردی است که علاوه بردانسته‌های علمی، توانایی مدیریت کلاس درس خود را داشته باشد و با توجه به موقعیت و ویژگیهای دانش‌آموزان شیوه مدیریتی متناسب با آن را انتخاب می‌کند.
در بعضی از مواقع شرایط کلاس ایجاب می‌کند جوی دوستانه و صمیمی حاکم شود و در زمان دیگر اقتدار معلم و سخت‌گیری‌های او زمینه مناسب برای پر بار بودن کلاس خواهد بود.

معلم با ذکاوت و توانمند در عین حالی که در كلاس جوی آرام فراهم می‌کند در جهت رسیدن به هدفهای آموزشی خود گام موثری بر‌ می‌دارد و رعايت نکات زیر مي‌تواند در كارآمدي ‌او موثر باشد.

1. قبل از شروع كلاس هدف خود را از ارائه محتوی درس مشخص ‌سازيد.

2. با یک‌ برنامه‌ریزی دقیق و داشتن طرح درس مناسب وارد کلاس شويد.

3. دانش آموزان را از هدف آموزشی خود آگاه سازيد.

4. از دانسته‌های دانش‌آموزان خود نسبت به محتوای آماده برای تدریس آگاه شويد و متناسب با آن تدریس خود را شروع کند.

5. در هنگام ارائه مطالب از مباحث جذاب و علمی جهت تفهیم مفاهیم استفاده کند.

6. شیوه تدریس خود را متناسب با محتوای مورد نظر انتخاب کنيد و از یک روش تکراری استفاده نکنيد.

7. در هنگام تدریس با صدای یکنواحت صحبت نکنيد و با دانش آموزان تماس چشمی برقرار کنيد.

8. هنگام تدریس از دانش آموزان سوالاتی جهت کنترل و جلوگیری از حواس پرتی آنها بپرسيد.

9. به شرایط فیزیکی کلاس از نظر( نور، صدا، گرما، چینش صندلی‌ها، ...) توجه كنيد و محیطی مناسب و جذاب و درعین حال آرام فراهم کنيد.

10. رفتارهای مطلوب را در جمع تشویق كنيد ولی بیش از اندازه به آن رفتار تاکید نکنيد. نوع تشویق را براساس نوع رفتار، سن، ...انتخاب کنيد و آن را بلافاصله بعد از رفتار درست ارائه دهيد.

11. در برخورد با رفتارهای نامطلوب در ابتدا به دنبال علت بگرديد و سپس در تنهایی به دانش‌آموز تذکر دهيد و در صورت تکرار از تنبیه‌های متناسب با عمل او استفاده کنيد.

12. به تمام دانش‌آموزان به‌طور یکسان توجه كنيد. آنها به اسم كوچك در سرکلاس صدا بزنيد و با آنها ارتباط برقرار کنيد.

13. تکالیفی جهت تمرین مطالب، متناسب با محتوای ارائه شده و شکوفا کردن حس خلاقیت در آنها ارائه دهيد.

14. دانش‌آموزان را به فعالیتهای گروهی ترغیب كنيد و یک روحیه رقابتی مثبت بین آنها به وجود آوريد.

15. به نظرات دانش آموزان و مشکلات آنها با دقت تمام و درکمال صبر گوش فرا دهيد و بعد راهنمایی‌های لازم را انجام دهيد.

16. یک الگوی مناسب گفتاری، کرداری، برای دانش‌آموزان ايجاد كنيد.

17. به نقاط قوت و ضعف آنها آگاهی پيدا كنيد و در جهت رسیدن به خود شکوفایی، آنها را یاری کنيد.

18. میزان یادگیری دانش‌آموزان را بر اساس محتوای ارائه شده در کلاس ارزیابی كنيد.

19. علاقه خود را به دانش‌آموزان نشان دهيد و از آنها حمایت كنيد.

20. شرایط را بحث و گفتگو فراهم آوريد و از بیراهه كشيده شدن بحث جلوگيري كنيد.

و در اين صورت است كه هرچه كلاس درسي دوست‌داشتني‌تر و جذابتر باشد، انگيزه دانش آموزان براي يادگيري بيشتر خواهد بود.

گردآوري :بهارلو

اختلال كم توجهي- بيش فعالي در كودكان

 

اختلال كم توجهي- بيش فعالي  در كودكان

(Hyperactive)

اين اختلال در بر گيرنده كودكاني است كه از دستورها اطاعت نمي كنند ، از لحاظ هيجاني تحريك پذير و خشن هستند ، پيوسته از يك فعاليت به كار ديگري مي پردازند بدون اينكه هيچ يك را به سر انجام برسانند ، تمركز و توجه در كارها و يا فعاليتها و بازيها در اين كودكان پايدار نيست ، اغلب به نظر مي رسد كه حواسشان جاي ديگري است و يا گوش نمي  دهند و اينطور به نظر مي رسد كه آنچه را كه گفته شده است نشنيده اند ، اكثر اين كودكان بد اخلاق ، ستيزه جو ،  نافرمان و پرخاشگر هستند و با كودكان ديگر ميانه خوبي ندارند و به طور كلي لجوج ، رياست طلب و بي انضباط هستند ، رفتارهاي غير قابل پيش بيني انجام مي دهند ، مرتب در حرف ديگران مي پرند ، اشيا را از ديگران مي قاپند و به چيزهايي دست مي زنند كه اجازه  آن را ندارند .

اين كودكان وقتي كه بزرگتر مي شوند در كارهاي گروهي مشكل دارند و در مدرسه نمي توانند يكجا آرام بگيرند به طور مكرر از جاي خود بلند مي شوند و يا از ميز آويزان مي شوند.   بيش فعالي ممكن است به صورت بر قراري ، ناآرامي در جاي خود ، دويدن ، جهيدن و بالا و پايين پريدن در موقعيتهاي نامربوط ، ناتواني در ساكت ماندن و يا بيش از حد حرف زدن نيز نمود مي يابد.

اين كودكان معمولا در نوباوگي علائمي از خود نشان مي دهند مانند : خواب كم و گريه زياد دارند ، به نور و صدا و حرارت و ساير تغييرات محيطي به سرعت به گونه اي غير عادي پاسخ مي دهند ، مرتب در حال جلو و عقب كردن خودشان هستند ، معمولا در آغوش مادر آرام نمي گيرند و جيغ مي زنند و لگد مي اندازند و حتي در گرفتن پستان مادر هم مشكل دارنددر اين نوع اختلال ممكن است بر اثر بالا رفتن سن كودك ،  مسئله خود به خود حل شود اما اين كودكان اگر به حال خود گذاشته شوند در بزرگسالي رفتارهاي ضد اجتماعي از خود نشان مي دهند.

اكثر اين كودكان از هوش بالا برخوردارند و كارهايي كه انجام مي دهند غير مترقبه و ناگهاني است و خطر را احساس نمي كنند.

به طور كلي مي توان گفت الگوي پايدار اين اختلال كمبود تمركز و توجه ، بيش فعالي و پرخاشگري است ، البته بايد اين خصوصيات حداقل به مدت شش ماه در كودك ثابت باشد تا بتوانيم بگوييم كه كودك دچار اين اختلال شده است.

علل ايجاد اين اختلال هنوز به طور قطعي ناشناخته است ، عوامل متعددي از قبيل وراثت ، مشكلات و مسائل در هنگام تولد ، عوامل عصب شناختي ، حساسيت غذايي و متغيرهاي محيطي مطرح شده است اما هيچ يك تاييد و يا رد نشده اند. پژوهشها حاكي از آن است كه پسران بيشتر از دختران به اين اختلال مبتلا مي شوند.

در درمان اين كودكان روشهاي  رفتار درماني  به همراه رژيم غذايي خاص و داروهايي كه پزشك براي درمان اين اختلال تجويز مي كند بهترين نتايج را در كنترل علائم دارد.

والدين چنين كودكاني بايد با مراجعه به  روانپزشك و يا روانشناس با شكيبايي و ثبات قدم در اين مسير به فرزندشان كمك كنند.

صفحه قبل 1 2 صفحه بعد
32 مطلب

اوقات شرعی زاهدان

اذان صبح 04:17
طلوع آفتاب 05:46
اذان ظهر 12:32
غروب آفتاب 19:19
اذان مغرب 19:36

تماس با ما